تبلیغات
آدور - پست های اسفند 1386


آدور


مسافر
دوشنبه 27 اسفند 1386

مسافر می­شوی

باور کن­
قدم به قدم
سلامی دوباره
می­خواهد بهار
یادت می­ماند؟

 

 

پ­ن: مسافرت؛ استراحت می­دهی به نوشتن­،
       می­گذاری این بار بنویسد بر خودت و بودن­ات شاید!




- مجتبی مطهری‌نژاد - دوشنبه 27 اسفند 1386 - 01:03 ق.ظ


اسیر دریا
چهارشنبه 22 اسفند 1386

گفتن

نگفتن

می­ترسی

از آن­چه کرده­ای

که نمی­دانستی چه می­کنی

...

ومی­مانی در پیش آمدن­شان

حالا که سال­ها گذشته

همه­ی اشتباه­هایت

می­شود او

همانی که دوست­اش داری

...

 

نه! بد انتخاب نکرده­ای

عالی­ست

حق­ات همین است

- از اول بود-

فرار از دوست داشتنی­هایت

مگر می­شود؟

نه!

...

 

تو اسیر دریا شده­ای

چشمان­ات را باز کن

قشنگ­تر از او چیزی برای دیدن نیست

هنوز کو تا دریا را بگردی.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پ­ن: به چشمانت وقتی اعتماد می­کنی که در

      طوفان هم، باز هستند. چون باور کرده­اند

      بودن و خواستن­اش را.




- مجتبی مطهری‌نژاد - چهارشنبه 22 اسفند 1386 - 10:03 ق.ظ

چند راه
یکشنبه 5 اسفند 1386

 

نقاشی می­کنم تو را

با کاغذ و قلم

نقش نمی­بندد

اینجا که نه!

هرجا که فکرش را بکنی

چرا؟

 

 

استخاره در بودن­ات

کاش دست من بود

کاش دست خودت

نگفتی قرار است کسی استخاره کند

حالا که تب داری

چه فایده

می­گویی؟

 

 

دوست­داری

می­لنگی

کجایی

مواظب باش




- مجتبی مطهری‌نژاد - یکشنبه 5 اسفند 1386 - 02:02 ق.ظ
Desined By Mohamad + Alireza